بازدید صفحه: 6190
نوشته شده توسط:
Akbar Z. Behbood
آخرین تغییر: چهارشنبه 23 بهمن 1387 - 11:33 ب.ظ
زمان/تاریخ انتشار: جمعه 18 بهمن 1387 - 08:46 ق.ظ
در حالی كه ایران هنوز پاسخ قاطعی به گستاخی های امارات نتوانسته بدهد و جهت حفظ مصالح به كمترین میزان سهم از دریای خزر قانع است برخی ها كه جایگاه خود را نیز نتوانسته اند بفهمند همچون سلاطین هزاره قبل از كشورگشایی سخن می رانند. برای مثال نماینده ای می گوید: "نه تنها جزایر سه گانه، بلكه خود امارات نیز مال ماست!" و یا شخص دیگری از رفراندوم در بحرین جهت الحاق به ایران خبر می دهد و از همه مضحك تر، عده ای با توجه به اتمام قرارداد های بین حكومت های از بین رفته، خواهان پیوستن جمهوری آذربایجان شمالی به ایران را دارند!!!
حال چند سوال از این افراد دارم:
1- نامگذاری كشوری مستقل به كلماتی مانند "ایران شمالی" آیا منطقاً درست است؟ وقتی ایران به ساكنان یك منطقه حتی اجازه نگهداری اسامی كهن خود را نمی دهد، آیا صحیح است در همسایگان خود چنین دیدگاهی ایجاد كنیم كه از جانب ما احساس خطر كنند؟ بهتر نیست بجای جعل نام كشور های مستقل، مراقب باشیم تا مثلاً خلیج فارس را جعل نام نكنند؟

اهمیت دادن گوگل به منطقه آذربایجان و خشم پانفارسیست ها
2- چرا كلمه "ایران شمالی" را فقط برای جمهوری آذربایجان استعمال می كنند؟ مگر ارمنستان كه دوست نزدیک جمهوری اسلامی است، جزو مناطق از دست رفته ایران نمی باشد؟ پس چرا نسبت به این كشور احساس وظیفه نمی كنند تا به موطن خویش برگردانند (اگر بتوانند!!!) آیا دلیل این امر دست یابی به ذخایر عظیم نفتی باكو و بهره مندی از ثروت های ارضی و دست نخورده منطقه جنوب قفقاز نیست؟
3- با توجه به اینكه تمامی همسایگان ایران بجز كشور خشخاش خیز افغانستان، غیر فارس هستند و ایران برنامه دراز مدت خود را برای تقویت زبان فارسی بنا نهاده، آیا بهتر نیست كه این افراد چشم طمع خود را به كویر های افغانستان (موطن اصلی فارسی زبانان) بدوزند؟

سه ناحیه ترک زبان در ایران
4- دولت های هشتاد سال اخیر ایران نه تنها برای احیای حقوق اولیه قومیت های ایران تلاشی نكرده اند بلكه با رفتار های قوم گرایانه خود موجب ایجاد حس مركز گریزی و اشتیاق به استقلال در مناطق ترك زبان، كرد نشین و عرب گشته و نهایت نارضایتی برای مردم آذربایجان جنوبی را فراهم آورده اند، آیا با این وضع موجود، مردم كشور جمهوری آذربایجان كه خود با تحمل مشقت ها خود را از زیر اشغال روس ها رهانیده اند، حتی 1% هم امكان دارد كه بخواهند زیر پرچم فارس بروند؟؟؟!!!

تظاهرات گسترده مردم آذربایجان علیه شئونیسم فارس (تبریز - خرداد 85)
5- با توجه به نقشه زیر كه پراكندگی قومیت های مختلف ایران را نمایش می دهد (دقت كنید كه فارسیستان فقط شامل مناطق كویری و کم جمعیت است) و آمار های بین المللی كه جمعیت ترك های ایران را معادل كل فارس زبان های ایران (با تمامی لهجه ها و گویش های نزدیك) تخمین زده اند، آیا الحاق جمهوری آذربایجان شمالی كه طعم استقلال را چشیده، به ایران، باعث نخواهد شد كه ترك زبانان اكثریت مطلق در ایران گشته و نیاز به تغییر زبان رسمی و ساختار اساسی در حكومت خواهد بود؟ آیا ظرفیت تغییر زبان رسمی را دارید؟

پراکندگی قومیت های مختلف در ایران بر روی نقشه
6- كسانی كه خود ترك زبان هستند و این گونه مسائل را به نمایندگی مردم آذربایجان مطرح می كنند، آیا اصلاً به زبان مادری خود سواد دارند؟ اصلاً برای زبانی تركی و مردم آذربایجان كاری كرده اند؟؟؟! پس چگونه اینان كه همگی از پیكره حكومت هستند چنین ادعایی می كنند؟ آیا تظاهرات میلیونی سال 85 را فراموش كرده اند كه فكر می كنند چند ده هزار نفری كه دوروبرشان را گرفته همان "اقشار مختلف مردم" هستند؟!!

استفاده از کلمه "ایران شمالی" توسط فقط یک عده معدود بنام همه مردم
7- با توجه به اینكه ایران نه تنها با كشور جمهوری آذربایجان روابط حسنه (در حدی كه می بایست) نداشته و بر خلاف، با دشمن آن یعنی ارمنستان روابط نزدیكتری دارد و حتی در مناقشه قره باغ كه ارمنی های نامسلمان بسیار وحشی تر از اسرائیل نسبت به فلسطینیان عرب و بیگانه، نسبت به كشتار مسلمانان مظلوم آذربایجان اقدام كردند، حكومت ایران نه تنها هیچ تلاشی برای دفاع از امت اسلامی نكرد بلكه..... حال با این وضع، این نوع نگرش، "وحدت مسالمت آمیز" با تكه جداشده ایران نام خواهد گرفت؟
8- آیا بجای این حرف های بیهوده كه مسلماً فقط جنبه حاشیه سازی داشته و قابل دست یافت نیستند، بهتر نیست مسئولین به فكر گرانی های كمر شكن، بیكاری جوانان، مشكل مسكن، آزادی بیان، تحقق حقوق اولیه زبانی، ایجاد رضایت عملی در مردم، عدم نسبت دادن خواسته های حزبی به نام مردم و برعكس عدم نسبت دادن خواسته های مردم به تحریك خارجی و غیره بپردازند؟
...در پایان ضمن اشاره به اینكه خود فردوسی در شاهنامه اش قلمرو ایران (پرشیا) را محدود به جنوب و شرق ایران كنونی معرفی كرده و در منابعی از جمله تاریخ ابن خلدون كه تصویری از آن در زیر گذاشته ام، ایران را سرزمین تركان نامیده و تمامی سلسله های موفق در ایران همگی ترك بوده اند (كه در اثر فارسی شدن رو به زوال نهاده اند) و حتی جنگ های كهن ایران بین دول ترك بوده و نه بین ایران و توران (مثال: جنگ حكومت ترك مغول با حكومت ترك خوارزمشاهیان، جنگ حكومت ترك صفویه با حكومت ترك عثمانی و ...) و زبان فارسی را تركان تقویت كرده اند (با اشاره به ترویج زبان دری و صد ها شاعر ترك زبان پارسی گو) و آبادانی ایران مدیون تركان است (مثال: آبادانی تهران توسط قاجار ها، آبادانی اصفهان توسط صفوی ها و ...) و هویت و اقتدار ایران بدست تركان است (مثال: ترویج شیعه توسط صفویان، وحدت ایران توسط قدرت سلسله های ترك، انقلاب مشروطه، انقلاب اسلامی، جنگ تحمیلی، دستاورد های علمی و ...) و ده ها مورد دیگر، آیا هنوز نمی خواهیم روند پانفارسیستی ارث بری شده از حكومت شئونیست پهلوی را كنار گذاشته و با قبول حقیقت، نسبت به ترویج زبان تركی در كنار فارسی، اقدام، و اجحاف در آبادانی آذربایجان را كنار بگذاریم؟

اشاره کتب تاریخی بر ترک بودن بخش اعظم ایران
در حالیكه هركس از كلمه Persia استفاده كند، او را تشویق می كنیم و اگر كسی از كلمه South Azerbaijan استفاده كند، او را پانتوركیست و ... می نامیم؛ هر كس بخواهد زبان مادری خود را آموزش ببیند او را ناسیونالیسم افراطی میدانیم و اگر فارس ها با زور فقط زبان خود را تحمیل كنند (كه معنی واقعی پان... همین است) اینكار را بگوییم استحكام وحدت ملی؟ چگونه با كشور های همسایه مهربان باشیم در حالیكه تهدیدشان می كنیم؟
در مورد اكثریت زبانی نیز یادمان نمی آید موقع سرشماری از كسی بپرسند كه ترك هستی یا فارس... یادمان نمی آید كه اگر یك فارس با یك ترك ازدواج كرد بخاطر وضع كشور فرزندش ترك باقی بماند، یادمان نمی آید یك كانال تلویزیونی ترك داشته باشیم، یادمان نمی آید برنامه كودك شبكه های بومی به زبان بومی منطقه باشد، یادمان نمی آید حتی یك مسئول بومی به زبان مادری خود "سواد" داشته باشد... ولی یادمان هست كه مثلاً آن شخصی كه زمان ریاستش در صدا و سیما شاهد صد ها توهین به ترك زبانان در شبكه ملی بودیم، اكنون وزیر فرهنگ دولت است! یادمان هست كه فردی مثل م. كه آذربایجان را سرزمین اكراد نامید و حساب مردم اسرائیل را از دولت اسرائیل جدا كرد، مشاور رئیس جمهور است. یادمان هست كه وقتی در خیابان های تبریز جمعیت چند میلیونی در اعتراض به رواج پانفارسیسم و توهین به ملت ترك در روزنامه های دولتی به جنگ كتك و باتوم الكتریكی و گاز اشك آور رفتند، تلویزیون، تبلیغ پفك نمكی نشان می داد! (البته آن روز بود كه من معنی عبارات "اقشار مختلف مردم"،"جمعیت چند میلیونی"، "حركت خودجوش" و .. را فهمیدیم چون قبلش فكر می كردیم هر جا كه با تبلیغات گسترده و با دعوت در رسانه ها از چند ماه قبل و پرداخت حقوق و انجام پذیرایی و نهار و شام و تداركات و اجبار بچه مدرسه ای ها با تهدید كسر نمره انضباط، تصویر برداری حرفه ای و مهمتر از همه حضور فقط و فقط یك قشر یقه سفید در خیابان را بگویند: "اقشار مختلف مردم در حركتی خوجوش بصورت چند میلیونی ...." )
خلاصه كه شایسته بود ایران بجای التماس به اعراب، روابط خود را با كشورهای تركیه و آذربایجان كه پتانسیل اسلام گرایی بیشتری نسبت به اعراب دارند، تقویت می كرد. برای مثال چند روزیست كه اردوغان حركت بسیار خوبی در اجلاس داووس علیه رژیم صهیونیستی انجام داد ولی هنوز احمدی نژاد در این مورد اظهار نظر نكرده!!! این نحوه رفتار نسبت به تركان از طرف احمدی نژاد، آیا معنا دار نیست؟